شدت ۲-۱ ريشتر: فقط به واسطه ابزار و تجهيزات قابل تشخيص است.

شدت ۳ ريشتر: در نزديكي محل زلزله به سختي قابل احساس است.

شدت ۵-۴ ريشتر: تا شعاع ۳۰ كيلومتري از مركز زلزله قابل حس بوده و همراه با

خرابي هاي مختصري است.

شدت ۶ ريشتر: زمين لرزه اي قوي است كه تلفات جاني در بر دارد و خسارتهاي

سنگيني را در مناطق پر سكنه و جمعيت بار مي آورد.

شدت ۷ ريشتر: زلزله اي با قدرت بسيار بالاست كه مي تواند منجر به بروز فاجعه شود.

شدت ۸ ريشتر: عظيم ترين و مخوف ترين نوع زلزله است. تاكنون شديد ترين

زلزله اي كه ثبت شده ، شدتي معادل ۶/۸ ريشتر داشته است.

 

مقدار Moment

مقياس ريشتر، زمين لرزه هاي بسيار شديد یعنی حدوداً از ۸ ريشتر به بالا را به سختي اندازه گيري می كند. به همين خاطر در سال گذشته زلزله نگاران آمريكايي مقياس اندازه گيري Moment را برگزيده اند. در اين مقياس به جاي انرژي آزاد شده، طول شكستگي بر روي پوسته زمين محاسبه مي شود. در اينجا Moment يك مقياس مكانيكي براي حركتهاي (تكان های ) بدني به عنوان پيامد تأثير نيروست. مقياسMoment مانند مقدار ريشتر بوسيله زلزله سنج مشخص مي شود. دستگاه لزله سنج همه انواع امواج را كه در مدت زلزله بروز مي كنند، مورد توجه قرار مي دهد.

زمين لرزه هاي خفيف حداكثر چند صد متر شكاف روي پوسته زمين ايجاد مي كنند.

در زمين لرزه هاي با شدت بالا اين شكاف مي توانند بالغ بر چند صد كيلومتر شود.

در طول و امتداد چنين شكستگي هايي، امواج زلزله به صورت بي قاعده و قانون سترش پيدا مي كنند. زلزله كلمبيا در ۲۵ ژانويه ۱۹۹۹ طبق حـــدسيات، شكــــافي ــــه طول ۱۰ كيـــــلومتر ايجادكرد. مقياس Moment در اين زلزله ۰/۶ بود. دانشمندان راي زلزله اي در ماه مه ۱۹۶۰ در شيلي، شديدترين زلزله راساس مقياس Moment ه مقدار ۵/۹ را داشت، ثبت كردند.

 

مقياس Mercalli

 

در اين تقسيم بندي زمين لرزه مانند مقياس ريشتر بر اساس شدت آن اندازه گيري نمي شود، بلكه براساس تأثيرات قابل حس و قابل ديد توصيف مي شود. اين مقياس براساس نام محقق ايتاليايي در زمينه آتشفشان،(۱۹۱۴-۱۸۵۰) G. Mercalli، نامگذاري شد. او اين مقياس را با شروع قرن جديد ميلادي ارائه کرد، يعني زماني كه هنوز هيچ گــــونه ابــــزار دقيق اندازه گيري و قانون اندازه گيري بين المللي وجود نداشت. ايـــن مقــــياس امــــروزه در اروپــــا در قــــالبي تـــغيـــــير شــكل داده شـــده بـــه عنــــوان مقــــياس Medvedev-SponheuerKarnik) MSK) متداول و رايج است. بامقياس MSK شدت يك زلزله براي مكانهاي مورد نظر اندازه گيري مي شود. اين شدتدر ۱۲ درجه تقسيم بندي و براي هر تقسيم بندي توصيفات مفصلي داده مي شود. به عنوان مثال سطح يا درجه ششم باعث بروز شكافهايي در ديوار مي شود وبا درجه ۷، دودكش ها از روي سقفها به زمين مي افتند و در درجه ۸، گوشه هاي بنا فرومي ريزد. در اين نوع درجه بندي، درجه مقياسهاي مكاني مناطق زلزله زده بر روي نقشه ثبت مي شوند، سپس نواحي با درجه تخريب يكسان از طريق خطوطي به هم متصل مي شوند. اين نقشه ها به عنوان مبنايي براي اينكه بيمارستانها يا نيروگاهها كجا ساخته شوند محسوب مي شود. همچنين براي كاهش خسارات ناشي از زلزله، براورد گردید.

 

 

 2-3- پارامترهای چشمه لرزه زا

بر اساس تخمین گشتاور لرزه ای، بزرگای زلزله بم Mw=6.5همچنین ژرفای کانونی زلزله بم بر اساس مشاهده نگاشت لرزه اصلی و پسلرزه‌ها 8 کیلومتر برآورد می شود.

 2-4- گسیختگی سطحی

گسل بم با راستای عمومی شمالی – جنوبی از نزدیکی شهر بم (شکل های 1 و 4) عبور می کند. این گسل در شرق بم از کنار شهر بروات عبور می نمید. گسیختگی های سطحی ایجاد شده پس از زلزله بم در پیرامون شهر بم و بین شهرهای بم و بروات مشاهده شد  این گسیختگی های سطحی به صورت فروچاله نیز در شهر بروات قابل مشاهده است .

شکل – 3 : نقشه گسلهای پهنه زلزله زده بم .

2-5- نبود لرزه ای

لرزه خیزی تاریخی بم نشان می دهد که هیچ زمینلرزه تاریخی از بم گزارش نشده است. به نظر می رسد که زمینلرزه بم در 5/10/1382 پایان این نبود لرزه ای در راستای گسل بم باشد. این نبود لرزه ای را می توان بر اساس سالم ماندن ارگ تاریخی بم در طول بیش از 2000 سال توجیه نمود.

 

3- جنبش شدید زمین

داده‌های شتابنگاری از زمینلرزه بم در 18 ایستگاه شبکه ملی شتابنگاری ایران ثبت شده است (وب سایت مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن). نگاشت بدست آمده در ایستگاه بم بیشینه شتاب تصحیح نشده افقی با ترتیب 0.8g و 0.7g بر روی مولفه‌های افقی شرقی – غربی و شمالی – جنوبی نشان می دهد. همچنین بیشینه شتاب تصحیح نشده 0.98g روی مولفه قائم نشان می دهد. مشاهدات اولیه جنبش زمین در ایستگاه بم و همچنین بررسی خرابی ها در بم نمیانگر اثر جهت پذیری قائم به دلیل قرار گیری در حوضه نزدیک گسل است. این اثر را می توان با مشاهده نگاشت مولفه قائم و تغییر مکانهای شدید به سمت بالا و پائین در هنگام لرزه اصلی بم و از سوی دیگر با تغییر مکانهای شدید در راستای عمود بر گسل (شرقی- غربی) توجیه نمود. خرابی ساختمانها و دطوار منازل در جهت های یاد شده و همچنین اظهارات اهالی از نوع جنبش و تکانهای احساس شده نمیانگر چنین اثری می باشد.

4- شدت رومرکزی و بررسی پهنه‌های هم لرز

شدت رومرکز مهلرزه ای زلزله مخرب 5/10/1382بم (شکل -6) در بم حد I=IX  در مقیاس شدت مهلرزه ای  EMS98 براورد می شود. شدت زلزله در براواتI=VIII   و در محدود ارگ جدید و فرودگاه بم در حدI=VI-VII  و در کرمان و ماهان حدود  I=IV-V براورد گردید. در راستای عمود بر گسل کاهندگی سریع جنبش شدید زمین و شدت زمینلرزه نمیان است  به نحوی که خرابی ها عمدتا به ناحیه شهری بم محدود می گردد.

شکل -4: گسیختگی های سطحی در راستای گسل بم

 

 

شکل-5: فروچاله ایجاد شده در بروات در نزدیک گسل بم

5- جمع بندی از جنبه‌های زلزله شناسی زلزله بم  

 

زلزله بم با بزرگای گشتاوری 6.5 (با محاسبه گشتاور لرزه ای) در اثر جنبائی مجدد گسل بم رخ داد و شهر بم را به دلیل اثر حوزه نزدیک گسل ویران نمود. گسیختگی های سطحی بین بم و بروات مشاهده شد. ژرفای کانونی 8 کیلومتر با در نظر گرفتن  لرزه اصلی و پسلرزه‌ها برای این زلزله برآورد می شود. بیشینه شدت در پهنه رومرکز مهلرزه ای (شهر بم) در حد 9 (در آستانه تخریب کامل) تخمین زده می شود. اثر حوزه نزدیک موجب جهت پذیری قائم و مشاهده جنبش های شدید در مولفه‌های قائم و عمو بر گسل (شرقی -غربی) شده است

                                                                                                                                  جدول-1 -فهرست زمینلرزه‌های گستره بم به شعاع 100 کیلومتر

 

Date        Time     Coordinates

 Y    M  D  HH MM SS  Lat.N   Lon.E  FD    mb  Ms Mw   Efa  Ref   Region

___________ ________  _______ ______ ___  ___ ___ ___  ___  ___   __________

 

1948 07 05  13 53     29.460  57.780   0  5.9 6.0  .0       Amb   Gowk

1962 09 29  06 54 00  28.290  57.480  83  5.5  .0  .0       N.US

1964 05 11  06 07 38  28.220  57.390  73  5.3  .0  .0       N.IS

1964 08 27  11 58 39  28.160  58.830  50  5.1  .0  .0       N.IS

1976 11 13  10 12 36  28.250  57.340  62  5.0  .0  .0       ISC

1981 06 11  07 24 25  29.895  57.718  30  6.6 6.0  .0   *   ISC   Golbaf

1981 07 28  17 22 23  29.987  57.770  11  5.9 7.0  .0   *   ISC   Sirch

1981 10 14  09 12 39  29.900  57.758  43  5.2  .0  .0       ISC

1982 10 15  02 53 55  28.280  57.398  83  5.0  .0  .0       ISC

1983 01 31  18 56 53  28.919  57.318 133  5.0  .0  .0       ISC

1984 10 11  05 09 27  29.539  58.030  48  5.1  .0  .0       ISC

1986 07 25  10 08 09  28.068  57.303  69  5.2  .0  .0       ISC

1989 11 20  04 19 04  29.880  57.721  18  5.5 5.7 5.9       ISC South Golbaf

1998 06 10  08 30 16  28.227  58.507 113  5.0  .0  .0       ISC

                                                   

 

                                                                       شکل -6: نقشه هم شدت زلزله بم   

                                                                           

بم اولین نققطه یا به عبارت دیگر مکانی باشد که از آن به عنوان مثالی برای عمق فاجعه نام ببریم نخواهد بود .کافیست نگاهی به اسناد تاریخی بیندازیم :

زمین لرزه‌های تاریخی و سده بیستم در این منطقه بیشتر در بخشهای شمال باختری و باختر منطقه و در اثر عملکرد پهنه‌های گسلی نیبند، گوک و شهداد بوقوع پیوسته اند. در این قسمت شرح مختصری از مهمترین رویداد زمین لرزه‌ها براساس منابع موجود ارائه شده است. این توصیف به منظور ارائه تصویر هرچه بهتری از سازوکار مسبب این رویدادها و همچنین سیمیی کلی از شرح تلفات جانی و خسارات مالی در این زلزله‌ها مطرح شده است

زمین لرزه‌های تاریخی و سده بیستم

زمین لرزه آذر 1233 هـ..ش خورجند (11/1854 میلادی)

این زمین لرزه در 40 کیلومتری شمال خاور کرمان به وقوع پیوسته و سبب ویرانی کامل این آبادی و خسارات قابل توجهی به روستاهای درختنگان،ده شیر و دوران گردید. شدت نسبی این زلزله در خورجند VIII برآورد شده است. این زلزله در کرمان احساس شده و به نظر می رسد که در اثر جنبش گسل لکرکوه روی داده است.

زمین لرزه 28 دی 1242 هـ .ش چترود (17/1/1864 میلادی)

زمین لرزه ویرانگری در شب 7 شعبان 1280 هـ.ق تلفات انسانی بسیاری را در چترود و آبادیهیی که در شمال خاور دشت قرار داشتند، به بار آورد. این زلزله آسیبهای چشمگیری به کرمان رسانید به طوری که یوان جامع مظفر فروریخت و به دیوارهای قبه سبز آسیب رسید. بزرگای این زلزله را 6Ms تعیین کرده اند.

 زمین لرزه سال 1255 هـ..ش سایرچ-حسن آباد (چترود-سرآسیاب)، (1877میلادی)

درین سال زلزله ای در چترود و سرآسیاب حادث شده و خساراتی سنگین به بار آمد. در روستاهای آبگرم، سایرچ، حسن آباد، ده قلی و هشتادان خانه‌ها خراب شد و چشمه‌های معدنی خشک گردید.

زمین لرزه 2 خرداد 1276 هـ..ش کرمان- چترود(قبه سبز)، (27/5/1897میلادی)

این زمین لرزه خانه‌های سرآسیاب و بیشتر آسیابهای این منطقه را ویران کرد. منابع تأمین آب قطع شد و بیشتر مردم کرمان به حومه شهر پناه بردند. در کرمان چند نفر کشته شدند و به چندین ساختمان همگانی و شخصی آسیبهای تعمیر ناپذیری رسید. گنبد قبه سبز فروریخت و به ساختمان باغ ناصریه و سقف تکیه تعزیه نیز آسیب رسید. پس از رویداد زلزله، روستاهای پیرامون چترود متروک رها شده و بازماندگان زمین لرزه در کرمان استقرار یافتند. بزرگای این لرزه را 5/5 Ms مشخص کرده اند.

 زمین لرزه 5 آبان 1288 هـ..ش خبیض (27/10/1909 میلادی)

این زلزله جوشان را خراب کرده و به دروزاه هشتادان خساراتی وارد نمود. همچنین تعداد دیگری از روستاها در خبیض خسارت دیدند. زمین لرزه مذکور در کرمان به فاصله 50 کیلومتری از پهنه رومرکزی زلزله احساس شد و خسارات اندکی را به بار آورد. 

 زمین لرزه 30 فروردین 1290 هـ..ش راور (18/4/1911میلادی)

به دنبال پیش لرزه نیرومندی، زلزله ویرانگری که هنگام شب در دهستان راور روی داد حدود 700 تن را کشت. روستاهای کوچک آبدرجان، مکی و ده لکرکوه در ناحیه خاور راور به کلی ویران شدند و تلفات بسیاری به بار آمد. تقریباً تمامی خانه‌های راور و آبادیهای اطراف آن خراب شدند. در راور که در زمان زمین لرزه 600 تن جمعیت داشت. چندین باب از کارگاههای فرش بافی و مسجد جامع فروریخت و 50 نفر کشته شدند. زمین لرزه مذکور و پسلرزه‌های آن سنگ ریزشهای بسیاری از سمت شمال خاوری لکرکوه به راه انداخت. این زلزله احتمالاً با گسلش به طول چند کیلومتر (روند 160º) در باختر روستای آبدرجان همراه بوده است. در کرمان، ده زوئیه و کوهبنان این زلزله به نیرومندی احساس شد. به علاوه، لرزه مذکور در بیرجند، نصرت آباد و دزدآب نیز احساس شد. رویداد پس لرزه‌ها با فواصل طولانی به مدت چند سال ادامه یافت. بزرگای لرزه اصلی را 7/6 mb و2/6  Ms تعیین کرده اند.

زمین لرزه 31 شهریور 1302 هـ..ش 1302 لاله زار (22/9/1923میلادی)

در 31/6/1302 هـ.ش، دیرهنگام شب، زمین لرزه ویرانگری در استان کرمان بخش هیی از مناطق سایرجان و بافت را ویران کرد. دهستان گوغر و روستاهای خطیب، قلعه عسکر و لاله زار تخریب شدند و بیش از 200 تن کشته شدند. تقریباً همه خانه‌ها و استحکاماتی که در چنالو و چمن رنگ در کوه آهورک و جود داشت ویران شد. این زلزله باعث وقوع سنگ ریزشهیی در گردنه باختر گوغر (مسایر سایرجان) گردید.
دامنه آسیبهای این زلزله به نگار ورین و نیز 90 کیلومتر فراتر تا کرمان که در آن تعدادی از ساختمانهای همگانی از جمله اداره تلگراف به شدت ترک برداشت. کشیده شد. خانه‌های شخصی در بیرون از دروازه وکیل و نیز برج وکیل آسیب رسید و 2 تن زخمی شدند. در سایرجان قناتها فروریخت و از میزان تأمین آب شهر کاست. در رفسنجان 120 کیلومتر دورتر، بیشتر خانه‌ها شکاف برداشت. لرزه در بم و انار نیز احساس شد.

 زمین لرزه 8 آذر و 1312 هـ..ش شمال بهاباد (28/11/1933میلادی)

در اثر این زلزله، گروه کوچکی که از روستاهای شمال باختر بهاباد به کلی ویران شد. در روستای علی آباد (ملا علیرضا) که به کلی تخریب شد و تلفاتی به بار آمد، لرزه باعث پدیداری روانگریی خاک و بیرون ریختن گل از گسل فشانها شد. روستاهای رحیم آباد، خیرآباد، علی آباد و محمد رفیع ویران شد و تلفاتی به بار آمد. در بهاباد اگرچه تلفاتی رخ نداد اما تقریباً همه خانه‌ها آسیب دیدند.
زمین لرزه 8/9/1312 هـ.ش بهاباد آسیبهای اندکی به انار و بافق رساند و در رفسنجان، یزد، تفت، اردکان، مهدی آباد یزد و کرمان به نیرومندی احساس شد. این زلزله احتمالاً در اثر جنبش گسل کوهبنان روی داده است.

 

زمین لرزه 14 تیر 1327 هـ..ش گوک (گلباف) (5/7/1948 میلادی)

بنابر اطلاعات محلی، آبادیهای کم شماری که دردهستان تنک جمعیت گوک قرار داشتند در اثر این زلزله ویران شدند. خاستگاه این لرزه، کوه دو شاه در شمال گوک بوده است. زلزله مذکور تا بم و کرمان به گونه ای نیرومند احساس شد و در سکنج  میه بیم  و  هراس مردم شد. بزرگای این لرزه را 9/5 mb و 6Ms تعیین کرده اند.
این زمین لرزه در امتداد جنوب خاوری همان منطقه ای روی داد که از وقوع زلزله‌های پیشتر در سده نوزدهم آسیب دیده بود؛ به ویژه زمین لرزه ای در سال 1255 هـ .ش روستاهای سایرچ، حسن آباد و هشتادان را ویران کرد و سبب خشک شدن آب چشمه‌های روستاهای آبگرم گردید.

 زمین لرزه 12 شهریور 1348 هـ..ش سایرچ (2/9/1969میلادی)

این زلزله با بزرگای 3/5 Ms در سایرچ روی داد. زمین لرزه مذکور در کرمان احساس شد و خسارات مختصری به وجود آورد. زلزله 12/6/1348 هـ.ش سایرچ در ماهان و خبیض به شدت احساس شد.

 زمین لرزه 29 آذر 1356 هـ..ش گیسک زرند (باب تنگل)، (19/12/1977 میلادی)

هنگام شب زمین لرزه ای که پیش از آن دو پیش لرزه نیرومند روی داد، چند روستا را در منطقه زرند ویران کرد. این زلزله با حدود 665 نفر کشته و 260 تن مجروح همراه بود. زمین لرزه گیسک زرند روستاهای در تنگل، گیسک و سرباغ را ویران کرد و خاستگاه آن بخشی از گسل کوهبنان به طول 5/11 تا 5/19 کیلومتر بود. در شمال خاور زرند در پهنه گسلی مذکور، جابه جیی کم زمین به صورت ناپیوسته در فاصله ای حدود 10 کیلومتر با روند N140º دیده می شود. جنبش های این پهنه گسلی عمدتاً راستگرد بوده و میانگین جابه جیی قائم و افقی آن به ترتیب حدود 7 و 10 سانتی متر (حداکثر 20) است. بزرگای این زلزله را 5/5 mb و 8/5Ms تعیین کرده اند.

لازم به تذکر است که قبل از رویداد زلزله 29/9/1356 هـ .ش گیسک زرند، پیش لرزه‌هیی در این ناحیه به وقوع پیوسته است. به طور مثال در 27/6/1356 هـ.ش زلزله شدیدی در تنگل را لرزاند و موجب خساراتی گردید. ضمناً در 20/8/1356 هـ.ش ده زوئیه در اثر زلزله به شدت آسیب دید.
به طور کلی زمین لرزه 29/9/1356 گیسک زرند با وقوع زمین لغزشهیی در دامنه‌های پرشیب واقع در شمال باختر دهکده‌های در تنگل، ده زوئیه و همچنین شمال سرباغ همراه بوده است. دگرشکلی سطح زمین ضمن تشکیل ترکهای کششی با آریش نردبانی، مؤلفه جنبش راستگرد گسل کوهبنان را در پهنه مهلرزه ای نشان می دهند. گستره گسیخته شده غالباً با ظهور گوژگسلی (Fault gouge) در واحدهای سنگ ماسه و سنگهای تبخیری به پهنای چند متر و فرونشست ها و برجستگیهای کششی متعددی در واحدهای سنگی پالئوزوئیک یا نهشته‌های کواترنری سطح زمین مشخص می شود.

 زمین لرزه 21 خرداد 1360 هـ..ش گلباف (11/6/1981 میلادی)

در 21/3/1360 هـ.ش زمین لرزه مخرب و ویرانگری با بزرگای 1/6 mb و 8/6Ms قسمتی از استان کرمان را به لرزه درآورد و در اثر آن شهر گلباف به کلی ویران شد. این زلزله حدود 1071 نفر کشته و 4000 نفر مجروح به همراه داشت.
حداکثر جابه جیی قائم گسل گلباف در زلزله 21/3/1360 حدود 10 سانتی متر (خاور گلباف) بوده است. در این زمینلرزه حدود 16 کیلومتر از گسل گلباف جابه جا گردیده به طوری آثار این گسیختگی به صورت شکستگیها و ترکهای کوچکی مشاهده می شود. راستای عمومی اکثر این گسیختگی ها شمال، شمال باختر-جنوب، جنوب خاور می باشد. در خاور گلباف گسلهای متعددی به موازات یکدیگر با امتداد عمومی شمال، شمال باختری در سنگهای آهکی و کنگلومراها و نهشته‌های عهد حاضر دیده می شود.
بیشترین خسارات و ویرانی در نواحی جنوب (آبادیهای تیرکان و ده ملک) و مرکزی (بخش مسکونی گلباف) متمرکز می باشد. پدیده روانگریی و نشست زمین به علت وجود تشکیلات رسی و بالا بودن سطح اساس آبهای زیرزمینی که عامل مؤثری در تشدید حسارات بوده است در بخش عمده ناحیه جنوبی گلباف، خاور سنگ، شمال فندقا، خاور و جنوب هشتادان و سایرچ، چهارفرسنگ بیشه و پشته مشاهده شده است. در جنوب گلباف، تشکیلات رسی و خاور گلباف،‌به خصوص دره سنگ، سازندهای آهکی ریزش کرده اند.

 زمین لرزه 6 مرداد هـ..ش 1360  سایرچ، (چهارفرسنگ) (28/7/1981میلادی)

این زمین لرزه وحشتناک با بزرگای 1/7 Ms شدیدترین زلزله ای است که تا کنون در گستره استان کرمان روی داده است. در اثر این زمین لرزه حدود 1300 نفر کشته، 915 نفر زخمی و 000، 25 نفر در ناحیه چهار فرسنگ (فرسخ)، سایرچ، هشتادان، فندقا، شهداد و آبادیهای اطراف آنها بی خانمان شدند. در سایرچ حدود 85 درصد خانه‌ها شدیداً آسیب دیده یا تخریب شدند. پس از رویداد زلزله چشمه‌های آب متعددی در این ناحیه ظاهر شده و سطح آب چاهها بالا آمد. حداکثر شدت زمین لرزه مذکور در سایرچ و چهارفرسخ حدود VIII در مقیاس اصلاحی مرکالی برآورد شده است.
گسل گلباف در زمین لرزه 6/5/1360 هـ.ش چهار فرسنگ جابه جیی قائم 14 سانتی متر و گسل لکرکوه جابه جیی قائم و افقی راستگرد به ترتیب 5 و 20 سانتی متر را نشان می دهند. جنبش حدود 48 کیلومتر از بخش شمالی گسل گلباف و 10 کیلومتر از بخش جنوبی گسل لکرکوه سبب وقوع این زلزله گردیده است. در جنوب و باختر دهکده چهارفرسنگ شکستگیهای متعددی با راستای عمومی شمالی-جنوبی تا شمال خاوری-جنوب باختری در واحدهای سنگی کنگلومریی یا نهشته‌های عهد حاضر گزارش شده است.
در اثر زمین لرزه 6/5/1360 هـ.ش سایرچ ناحیه ای به وسعت 577 کیلومتر تحت تأثیر خسارت و تخریبی در حد شدت نسبی VIII قرار گرفت. زمین لرزه مذکور سبب ویرانی ساختمانهای قدیمی و فرسوده در شهرهای کرمان و ماهان گردید،‌به طوری قسمتی از سقف بازار و بخشی از مسجد حاج آقای علی در کرمان و قسمتی از مقبره شماه نعمت ا... ولی در ماهان ریزش کرد. ضمناً سنگ ریزش و زمین لغزش در خاور هشتادام، سایرچ و شمال چهارفرسنگ به ویژه در دره خرشکی گزارش شده است. در جنوب باختر چهارفرسنگ (10 کیلومتری ابتدا دره خفتان) ریزش کوه سبب مسدود شدن جریان آب رودخانه و تشکیل دریاچه ای به عمق حدود 10 متر شده است.                                         

جدول(1): لیست زمین‌لرزه‌های ایران دراسفند ماه 1382
 (منبع از IIEES و IDC).

 

ردیف

تاریخ
رویداد

زمان

مختصات رو مركز
(درجه)

عمق (كیلومتر)

mb

Ms

ML

منطقه رویداد

عرض شمالی

طول خاوری

1

1382/12/02

13:23:54.80

35.79

52.45

15

 

 

3.1

خاور دماوند

2

1382/12/02

15:36:36.80

35.86

52.46

15

 

 

3.7

خاور دماوند

3

1382/12/02

16:30:17.0

35.82

52.46

15

 

 

2.0

خاور دماوند

4

1382/12/02

17:07:01.70

35.77

52.44

15

 

 

1.9

خاور دماوند

5

1382/12/02

17:59:58.0

35.73

52.44

15

 

 

2.4

خاور دماوند

6

1382/12/03

08:13:22.90

35.08

53.02

15

 

 

2.6

خاور گرمسار

7

1382/12/04

00:49:27.0

29.31

51.22

33

4.2

 

 

باختر كازرون

8

1382/12/06

07:46:36.30

36.90

58.50

33

 

3.6

 

جنوب قوچان

9

1382/12/10

03:52:08.40

34.80

48.00

33

3.8

 

 

باختر همدان

10

1382/12/11

20:10:47.20

32.07

49.50

33

4.1

 

 

خاور مسجد سلیمان

11

1382/12/12

11:21:53.40

29.08

51.10

33

4.5

 

 

خاور بوشهر

12

1382/12/14

12:52:28.20

31.61

49.20

33

3.7

 

 

شمال اهواز

13

1382/12/17

07:27:13.80

39.62

52.57

15

 

 

3.7

دریی خزر

14

1382/12/18

01:48:04.80

37.04

54.87

15

 

 

4.3

شمال خاوری گرگان

15

1382/12/23

20:23:19.20

26.80

54.11

33

3.9

 

 

جنوب لار

16

1382/12/28

13:03:24.60

36.00

46.10

33

4.1

 

 

جنوب سقز

17

1382/12/29

17:47:56.80

35.70

48.70

33

4.5

 

 

شمال باختری آوج

18

1382/12/29

23:07:38.70

32.80

48.90

33

4.6

 

 

جنوب خاوری خرم آباد

 

 

 

پس از وقوع زلزله و بیان تلفات وخسارات احتمالی آن اولین سوالی که برای هر شخص ممکن است پیش بیاید این است که آیا نمیتان وقوع زلزله را پیش بینی کرد ؟

امروزه نظریات  در مورد مسئله فوق بیان شده که یکی از آنها نظریه ابر زلزله میباشد .

 

ابرزلزله چيست و آيا ارتباطی بين يک ابرزلزله و زمين لرزه وجود دارد؟

 

نظريه ابرهای زلزله يکی از نظريات جديد است که روشهای مشابه آنرا نخستين بار محققين چينی و ايتاليايی حدود 300 سال پيش برای پيش بينی زلزله به کار برده اند. اين روشهای قديمی با گذشت زمان و عدم وجود امکانات فنی برای توسعه بيشتر به دست فراموشی سپرده شد تا اينکه در سال 1990 به طور جدی توسط يک محقق چينی به نام ژونگائو شو (Zhonghao Shou) مورد توجه قرار گرفت.

مطابق اين نظريه، قبل از وقوع زلزله در نقطه ای که گسل زلزله خيز وجود دارد، بخارات و گازهای گرمی از زمين خارج می شوند که پس از سرد شدن به ابر تبديل می شوند. بر خلاف ابرهای معمولی که منشا آن فعل و انفعالات جوی است و علم هواشناسی به مطالعه رفتار آنها می پردازد، اين ابرها منشا هواشناسی ندارند و تشکيل آنها نشاندهنده فعاليت های گسل موجود در نقطه خروج گازهای گرم از زمين است. اين ابرها به طور ناگهانی و خطی شکل ايجاد می شوند و با ابرهای جوی که تدريجا و توده ای ايجاد می شوند تفاوت دارند. در واقع علم هواشناسی نمی تواند وجود چنين ابرهايی را توجيه کند.

شبيه سازی ابر زلزله بم با پشت سر هم قرار دادن تصاويرماهواره ای از اين نقطه در زمان خروج گازهای گرم گسل زمين در اين منطقه، به خوبی بيانگر حقيقت وجود ابرهای زلزله است.

با توجه به ويژگيهای اين ابرها که ابرزلزله نام گرفته اند، اگر بتوانيم در مورد مکان، حجم و زمان خروج گازهای گرم که با رسيدن به منطقه سرد به ابر بدل می شوند اطلاعات دقيقی بدست آوريم، اين امکان وجود دارد که بتوانيم سه عامل مهم در پيش بينی زلزله يعنی به ترتيب محل وقوع، شدت و زمان دقيق آنرا (با خطای علمی تعريف شده) تخمين بزنيم يا به بيان ديگر احتمال وقوع زلزله را پيش بينی کنيم.

بنا براين در مطالعه ابرهای زلزله، مساله اين نيست که خود گسل و فعاليت آن را از نزديک مطالعه کنيم بلکه هدف مطالعه اثر و نتيجه اين فعاليت است که ممکن است به صورت گاز از چندين ساعت گرفته تا حدود 103 روز قبل از وقوع زلزله رخ نمايی کند . طبيعی است اگر اطلاعات موثقی در اختيار داشته باشيم که نشان دهد بين اين ابر و زلزله ارتباط دقيقی وجود دارد می توانيم با پشتوانه علمی وقوع زلزله را پيش بينی کنيم و مثلا بگوئيم به احتمال 68% ممکن است بين 10 روز آينده در منطقه ای مثلثی شکل به مرکز تهران و مساحت معين، زلزله ای با قدرت حدود 7 ريشتر رخ دهد (يا دوزلزله با قدرت حدودی 5 ريشتر يا زلزله های خفيف تر اما با تعداد بيشتر).اين پيش بينی می تواند کاملا علمی باشد و البته با جمله کاملا صحيح " امکان پيش بينی دقيق (يعنی 100%) زلزله وجود ندارد" نيز در تضاد نيست. تنها تفاوت در اين است که جمله اول ممکن است منجر به نجات جان مليونها نفرشود (با جدی گرفتن احتمال خطر و تلاش برای کسب راههای مقابله با خطرات حين و بعد از زلزله) اما جمله دوم هشداری در بر ندارد و حتی احتمال صحت جمله اول را نيز به طور غير مستقيم نفی می کند!

نظريه ابرهای زلزله و علل شکل گيری آنها در طول 14 سال گذشته توسط آقای شو که يک شيميدان بازنشسته می باشد مورد بررسی و مطالعات علمی جدی قرار گرفته است. او مبتکر نظريه پسابش (Theory Dehydration) است که علت ايجاد و فوران گازهای گرم و بخارات شيميايی حاصل از فعاليت درونی گسل ها را توضيح می دهد. وی زندگی خود را وقف تلاش برای بررسی ابرهای زلزله و شناسايی آنها به کمک تصاوير ماهواره های هواشناسی نموده و در اين راه با موفقيت چشمگيری نيز مواجه شده است. او بدون حمايت جدی سازمان يا دولتی خاص به بررسی تصاوير ماهواره های هواشناسی از نقاط مختلف زمين و تجزيه و تحليل ابرهای موجود در اين تصاوير می پردازد تا بتواند ابرهای زلزله را از ابرهای معمولی ديگر تشخيص دهد. نتايج فعاليت های او به طور مرتب از طريق سايت رسمی او منتشر می شود.
پس از شناسايی ابر زلزله، وی با استناد به تجربيات قبلی خود برای پيش بينی زلزله های ديگر و محاسبات علمی سعی می کند حدس بزند به کمک اين نتايج  آيا قادر است موقعيت مکانی، بازه زمانی احتمال وقوع زمين لرزه و شدت حدودی آنرا پيش بينی کند يا خير. او يک دانشمند مستقل است و با گذشت 14 سال از فعاليت خود در اين زمينه توانسته است به دقتی در حدود 70 درصد در مورد پيش بينی هايی که انجام می دهد دست يابد.

نخستين مشاهده ابر زلزله توسط او در تاريخ 20 ژوئيه سال 1990 رخ داد. وی توانست يک ابرطولانی و خطی شکل را در ناحیه شمالغربی شهر محل سکونت خود در چين شناسايی کند. درست 18 ساعت بعد زلزله ای  با قدرت 7.7 ريشتر در مرکز رودبار به وقوع پيوست که 370 هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت. از آنجايی که قريب به مدت 300 روز، از تاريخ 31 می 1990(21 روز قبل از زلزله رودبار)  تا 28 آوريل سال بعد، تنها زلزله ای که با قدرت بيش از 7 ريشتر و در جهت مذکور به قوع پيوسته بود زلزله رودبار بود، شو به اين اعتقاد رسيد که احتمالا ارتباطی بسيار قوی بين آن ابر زلزله و زمين لرزه رودبار وجود داشته است. سپس وی تلاش نمود تا به برسی بيشتر نظريه ابرهای زلزله بپردازد و از آنجايی که اين نظريه منسوخ شده بود احساس کرد وظيفه خود اوست که اين روش را توسعه دهد و مطالعات جدی تری را بر مبنای آن انجام دهد.

او تا کنون پيش بينی های متعددی را به طور رسمی در مرکز مطالعات زمين شناسی ايالات متحده به ثبت رسانده است که حدود 70% اين پيش بينی ها  درست بوده ا ند.  در بين پييش بينی های موفق او پيش بينی زمين لرزه های بزرگی در طول ساليان اخير (زلزله رودبار، ترکيه، افغانستان، پاکستان، چندين زلزله ژاپن و زمين لرزه بم که دقيق ترين پيش بينی او تا کنون بوده است) نيز به چشم می خورد.

او معتقد است گازهای گرم در منطقه گسل، در حدود 30 دقيقه طول می کشد تا از زمين خارج شود اما ماهواره های هواشناسی فعلی از يک منطقه خاص در بازه های زمانی 1 تا 6 ساعت و بيشتر، تصوير برداری می کنند. لذا فرايند تعيين مرکز احتمالی وقوع زلزله با خطا همراه است. بعلاوه در مواردی که گسل در ماههای سرد سال فعال شود تشکيل ابردر محل خروج بخارها سريعتر بوده و امکان تعين کانون احتمالی زلزله با دقت بالاتری امکان پذير است. در واقع به همين دليل بود که او در روز 25 دسامبر سال 2003 يعنی درست يکروز قبل از وقوع زمين لرزه بم موفق به مشاهده ابر زلزله در آن منطقه و پيش بينی وقوع يک زمين لرزه قوی با شدت 6.5 ريشتر در سايت خود شده بود. اما در مواردی که گسل در منطقه ای گرم فعال شده باشد امکان تشخيص ابر زلزله از روی تصاوير ماهواره ای تنها زمانی امکان پذير می باشد که اين بخارات گرم به منطقه ای سرد برسند تا تشکيل ابر دهند.

در واقع عامل اصلی خطا در پيش بينی زلزله با روش تحليل ابر زلزله، ناکافی بودن اطلاعات مورد نياز در تصاوير حاصل از ماهواره های هواشناسی فعلی است و اين خطا در ماههای گرم سال بيشتر است.

در صورتی که شو موفق شود با حمايت دولتهای بزرگ سيستم جديدی از عکسبرداری را در ماهواره های فعلی به کار گيرد که امکان تصوير برداريهای دقيق تری از زمين را در بازه های زمانی کوتاه تر فراهم آورد (بازه 15 دقيقه ای)، می توان اميدوار بود که جنجال بر سر امکان پيش بينی زلزله به نفع گروه خوش بينان و با پشتوانه دقيق علمی و خطای بسيار کم پايان پذيرد. در اين صورت بدون شک حيات مليونها انسان در زمان حال و آينده مرهون تلاش و فداکاريهای او خواهد بود.

بررسی مساله زمين لرزه در ايران و نتايج تحقيقات ژونگائو شو

نتايج علمی بررسی های شو از تصاوير ماهواره ای شمال ايران در طول ماههای گذشته که منجر به پيش بينی زمين لرزه بلده شده بود، اين ترديد را ايجاد می کند که ممکن است به دنبال وقوع زمين لرزه در بلده، زمين لرزه ديگری نيز تا تاريخ 15 ژوئيه (26 خرداد ماه) در محدوده ای مثلثی شکل در اطراف تهران رخ دهد. (ايشان در آخرين نظر رسمی خود در زمان نگارش اين مقاله احتمال وقوع زمين لرزه ای به قدرت 6 ريشتر را در منطقه ای که با علامت X نشان داده شده پيش بينی نموده است).

علت اين ترديد به تحليل وضعيت ابر زلزله منطقه شمالی ايران مربوط است که در24 فوريه (اوائل بهار) ايجاد شده است.در تاريخ 1 مارس (يک هفته پس از ايجاد ابر)، دکتر شو پيش بينی نمود که دو زمين لرزه به قدرت 6 و 7 ريشتر ايران يا همسايگان آنرا در يک بازه 100 روزه خواهد لرزاند. در تاريخ 28 می، يعنی حدود 90 روز بعد، زمين لرزه ای به بزرگی 6.2 ريشتر در کانون بلده به وقوع پيوست.

آنچه از تصاوير ماهواره ای بدست می آيد اين امکان را می دهد که از دو نقطه نزديک به هم، بخارات گرمی از زمين خارج شده اند و به علت گرم بودن هوا و جريانات جوی، اين بخارات به منطقه ای سردتر حرکت کرده و دو ابر را بوجود آورده اند.

احتمال دوم اين است که کانون اصلی خروج گازها و بخارات گرم يک نقطه بوده (بلده) و به علت وجود منطقه ای کوهستانی، اين ابر زلزله با عبور از يک کوه مرتفع به دو بخش تقسيم شده است. با مراجعه به مستندات تصويری ماهواره ای که در سايت وی موجود است، خود شما هم می توانيد هر دو احتمال فوق را بررسی و تائيد کنيد.

شو موفق به کشف پديده ای موسوم به شکم گرمازمينی (geothermal bulge) شده است که نشان می دهد گرمای حاصل از يک گسل فعال باعث تغير در شکل ابرهای سرد بالای گسل میشود. اين پديده به خوبی در گسل های منطقه ای مثلثی شکل به مرکزيت تهران رخ داده است که شاهدی دقيق بر فعاليت اين گسل ها است. در حاليکه علم هواشناسی قادر به توجيه اين پديده نيست، نظريه شو به خوبی آنرا توجيه می کند و نشان می دهد که تغيرات ناگهانی يا موضعی در شکل ابرهای يک منطقه سرد حاکی از داغ بودن گسل های آن منطقه می باشد.

در پايان شو اظهار می دارد بر خلاف داده ها و شواهد دقيق زلزله بم، اطلاعات فعلی با قطعيت وقوع يک زمين لرزه در تهران را پيش بينی نمی کنند اما با توجه به در نظر گرفتن شيوه های متعدد تحليل نتايج، اين امکان وجود دارد که در طول 14 روز آينده از تاريخ 3 ژوئيه و به احتمال قوی تر 10 روز(يعنی تا حدود 28 خرداد ماه)، به احتمال 68% زلزله ای با شدت حدودی 7 ريشتر منطقه ای در شمال مرکزی ايران (حوالی تهران) را بلرزاند و اين پيش بينی در صورتی است که فرض کنيم دو ابر خطی شکل زلزله که در اواخر فوريه سال جاری در شمال ايران ايجاد شده اند از دو کانون خارج شده باشند. (در غير اينصورت زلزله بلده نتيجه تنها ابر زلزله تلقی می شود).لازم به ذکر است از تاريخ 8 خرداد که زمين لرزه شديدی در کانون بلده رخ داده است، تا کنون بيش از 300 پس لرزه در اين شهرستان اتفاق افتاده و طی سه روز اخيرنيززمين لرزه هايی به شدت 3، 1/4 (چهار مميز يک)، 4/4 ، 5/3 (سه مميز پنج) و 6/3 (سه مميز شش) ريشتر به ترتيب در نواحی سمنان، نور و نوشهر ، چهاردانگه کياسر و اراک رخ داده است که نشان از انرژی زياد درونی گسلها و فعال شدن آنها دارد.

اين وقايع با پيش بينی های نظريه ابرزمين لرزه در نواحی بين شمال مرکز و مرکزايران (مرکزيت حدودی تهران) که درتاريخ  1 ماه  مارس ميلادی توسط شو انجام شده بود همخوانی کامل دارد.

نتيجه گيری

خواه نتايج پيش بينی های انجام شده به روش ابر زلزله توسط شو دقيق يا غير دقيق باشد، اين روش در جامعه دانشمندان با اقبال مواجه شده است و در آينده ای نزديک، دانش بشری به آستانه مورد نياز برای توانايی پيش بينی دقيق تر زلزله ها به کمک تکنيک های متعدد علمی خواهد رسيد. در آن زمان اگر حتی همه ساختمانها نيز مطابق  استاندارهای مهندسی ساخنه نشوند حداقل جان ساکنان آنها از خطرات اين واقعه طبيعی در امان خواهد ماند.

اما راه حل فعلی چيست؟ با علم به وقوع احتمالی زلزله هيچ مشکل و خطری دفع نمی شود و بدون انجام اقدامات لازم هيچ نتيجه ای جز نگرانی و تشويش خاطر وجود نخواهد داشت. بنابر اين توجه به موارد زير توصيه می شود:

گفت وگو با دکتر عبدالعظیم امیر شاه کرمی و جناب آقای پرفسر محسن غفوري آشتياني :

 

تجربه ،قياس وقدر در زلزله شناسي در گفت و گو با دکتر عبدالعظيم امير شاه کرمي

مقاومت تازه سازها در «بم» كمتر از قديمي سازها

 

امروزه شناخت زمين لرزه در دنيا به پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي رسيده است و در صورت رسيدن به اين شناخت مي توان بناهاي مناسب و مقاومي با توجه به خاك يك منطقه ساخت. توجه به بناهاي قديمي، الگو گرفتن از آنها و ايجاد ارتباط بين بناهاي قديمي و جديد، در كنار شناخت زمين مي تواند نقش موثري در مقاومت آنها داشته باشد. ساخت و سازهاي بي رويه بر روي گسل ها، بدون مديريت و برنامه ريزي مي تواند جان انسان هاي زيادي را از بين ببرد.
توجه به اين نكات از ضرورت هاي كشور ماست. در اين خصوص با دكتر عبدالعظيم اميرشاه كرمي استاد سازه و ژئوتكنيك و مشاور فني سازمان ميراث فرهنگي، گفت و گويي انجام گرفته كه مي خوانيد :

 

 

.

تعريف و لزوم زلزله در قانون «زمين زندگي دار» چيست؟ *


_ نمي توان گفت كه زلزله نبايد باشد. اگر زلزله نباشد قطعا زندگي هم نخواهد بود. يعني جريان‌ آب وجود نخواهد داشت. چون زلزله حركت پوسته زمين را ايجاد مي كند و به تبع آن با حركت پوسته زمين كوه زايي به وجود مي آيد.
بنابراين لازمه ايجاد كوه ها، حركت پيوسته زمين است. وقتي كه پوسته زمين حركت كرد قطعا زلزله ايجاد مي شود. بايد اين مساله را جدي بگيريم كه حركت گسل ها باعث حيات كره زمين مي شود. يعني نبايد تنها بدي هاي زلزله را ببينيم. زلزله منشا حيات است، چون همه قنات ها در گسل ها وجود دارند. بنابراين بايد در نظر بگيريم كه زلزله جزو قوانين كره زمين است و هر بشري كه مي خواهد در كره زمين زندگي كند، بايد با زلزله كنار بيايد. همان طور كه با بارندگي و طوفان كنار مي آيد، زلزله در اثر شكستن بخشي از پوسته كره زمين در گسل ها به وجود مي آيد. وقتي كه پوسته زمين شكست يك ارتعاش از لايه هاي خاكي به سمت بالا حركت مي كند. در زلزله حركت، سرعت و شتاب وجود دارد.

* شتاب زلزله تا چه حد در خرابي زلزله تاثيرگذار است؟

_ هر چقدر شتاب زلزله بيشتر باشد خرابي بيشتر خواهد شد و اگر شتاب كمتر باشد خرابي نيز كمتر مي شود. البته هر سه عامل سرعت، حركت و شتاب با هم باعث خرابي مي شوند. يعني اگر سرعت و حركت و شتاب هر كدام بيشتر شود خرابي هم بيشتر مي شود.

* ظاهرا در زلزله بم شتاب، سرعت و حركت زياد بود؟

_ بله هر سه اين موارد زياد بود. چون فاصله شهر بم با گسل خيلي كم بود. يعني هم به لحاظ افقي و هم عمودي اين زلزله صورت گرفت.

* آيا محل گسل زير شهر بم بوده است؟

_ محل گسل در جنب شهر قرار داشته است. در واقع از نظر ارتفاع آبرفت (خاك) روي پوسته، غني بوده است و با شهر نيز فاصله بسيار كمي داشته است. در نتيجه هم شتاب عمودي و هم شتاب افقي زياد شده است. در اين زلزله شتاب حداقل سه برابر مقدار آيين نامه 2800 ايران بود.

* آيين نامه 2800 چيست و در آن به چه چيزي اشاره شده است؟

_ آيين نامه 2800 ضابطه قانوني ايران براي ساخت و ساز و طراحي در مقابل زلزله است. اين آيين نامه به مهندسين توصيه مي كند كه چگونه ساختمان را براي مقاومت در مقابل زلزله طراحي كنند.

* ولي ظاهرا اين آيين نامه رعايت نشده بود؟

_ نه، پيش بيني آيين نامه براي اين محل بسيار كم بوده است.

* پيش بيني آن كمتر بوده است يعني چه؟

_ در آيين نامه 2800 كشور ما، شتاب قائم منظور نمي شود. اين براي حالتي است كه گسل از شهر دور باشد. در حقيقت در مورد اين كه اگر گسل نزديك شهر باشد، چيزي در آيين نامه ديده نشده است.

* يعني فقط حالت افقي را در آيين نامه در نظر گرفته اند؟

_ بله و حتي مقدار افقي نيز كمتر در نظر گرفته شده است و حدود g3/0 داده است كه در اينجا حداقل سه برابر اتفاق افتاده است.

* g3/0 يعني چه؟

_ يعني مقدار شتاب زلزله 3/0 شتاب زمين در نظر گرفته شده است.

* چرا اين مساله براي بم پيش بيني نشده بود؟

_ اطلاعاتي كه از فعاليت گسل هاي ايران وجود دارد بسيار كم است؟

* يعني گسل هاي آنجا فعاليت نداشته اند؟

_ اطلاعات در دست نبوده است، يعني منطقه كويري است به همين دليل اطلاعات كمي ثبت شده است. با مطالعه اي كه روي ارگ بم و گسل هاي آنجا انجام شد، مشخص شد كه زلزله هاي بسيار زياد و خطرناكي را پشت سر گذاشته است.

* چطور پيش بيني چنين چيزي در اين آيين نامه نشده بود؟

_ اين ضعف مطالعه قياسي در ايران است.

* منظور شما ضعف بنيه علمي است؟

_ نه، منظور من ضعف نظام مند بودن مهندسي و همچنين ضعف نداشتن جايگاه علوم مهندسي و قوانين كشور است.

* يعني الان نظام مهندسي ما در اين زمينه پيش بيني لازم را نكرده است؟

_ نخير، نكرده است.

* آيا به جز بم، جاهاي ديگري هم هست كه پيش بيني نكرده باشيم؟

_ بله، اين يك حكم است و با يك مثال نقض ثابت مي شود وقتي در بم پيش بيني نشود در هر كجاي ديگر با اين شرايط هم همين طور است.

* پس بايد تمام آيين نامه ها عوض شود؟

_ اين در تمام دنيا مرسوم است. اگر يك كاري را براساس تجربه انجام بدهيم نبايد خرابي به بار بياورد. من مي گويم تجربه من اين است كه اگر براي يك دهانه 4 متري تيرآهن 14 بگذاريم جواب مي دهد. اگر يك اتفاقي غير از اين تجربه بيفتد و تيرآهن 14 جواب ندهد، تجربه محكوم نيست. در زمينه قياس، پا فراتر از اين مي رود. آمار و احتمالات وارد مساله مي شود و تعداد بسيار زيادي آزمايش انجام مي شود و تعداد زيادي نيز تجربه دارند.
در كشورهايي كه آيين نامه دارند مثل: ژاپن، چين، هند، آمريكا و اروپا (البته در اروپا زلزله خيلي كم است) از روش قياس استفاده كرده اند. ما آيين نامه مدون و بومي (قياس) مثل آنها نداريم. بنابراين به نظر من ما بايد بر روي بحث تحليلي و قدر كار كنيم.

* قبل از اين كه اين بحث را ادامه دهيم ممكن است قياس را توضيح بدهيد؟

_ قياس يا استقراء يعني از جز به كل رسيدن.

* بررسي زلزله از نظر قياس چگونه است؟

_ شما از جز به كل مي رسيد، يعني زماني كه چندين زلزله در همان محيط اتفاق افتاده باشد و شما تمام اطلاعات را داشته باشيد و اثرات آن را ببينيد، سپس تمام اطلاعات به دست آمده را در آزمايشگاه مدل سازي فيزيكي كنيد و براساس زلزله هايي كه قبلا داشته ايد مجموعه اينها را با هم به يك فرمول بندي برسانيد. اين فرمول بندي براي شما دستورالعمل اجرايي مي شود. در كل يعني حرف و نظر قانون براساس احتمالات و آمار باشد. كشورهاي ديگر در حال حاضر بر اين اساس كار انجام مي دهند. ژاپن، چين و آمريكا كه زلزله خيز هستند نيز بر اين اساس كار مي كنند. اما كشور ما اين آمار را ندارد و اين تحقيقات را نيز انجام نداده است. چون مهندسين ما در اين زمينه قدرتمند نيستند كه بتوانند آمار را به دست آورند و از آن استفاده كنند تا به يك قانونمندي برسند.

* يعني بايد زلزله را از نظر تحليلي بررسي كنيم؟

_ بله.

* آيا اين كه از نظر تحليلي بررسي كنيم يعني يك پله بالاتر از قياس است؟

_ بله، قطعا. يعني ما ببينيم كه دنيا به چه سمتي مي رود ما نيز همان كار را بكنيم. در حال حاضر ژاپني ها اين كار را انجام مي دهند. يعني شكست پوسته زمين زير ژاپن را كنترل مي كنند. منظور مهار كردن نيست بلكه شناسايي است. در چند سال آينده ژاپني ها مي توانند بگويند چه زلزله اي با چه بزرگي در كجا اتفاق مي افتد.

* يعني با روش تحليل مي توان زلزله را در آينده پيش بيني كرد؟

_ بله، البته الان نمي شود، ولي سمت حركت تحليل اين است كه زلزله پيش بيني شود.

* شما گفتيد كه مهندسين ما الان نمي توانند قياس را انجام دهند، پس چگونه مي توانند يك پله بالاتر آمده و زلزله را از نظر تحليلي بررسي كنند؟

_ امكاناتي كه مهندسان ما دارند در حدي نيست كه براساس آن طراحي منسجم و همگام با شرايط مملكت انجام دهند. ژاپني الان مي داند كه نوع زلزله هاي كشورش از نظر قياسي چگونه است و ساختمان ها را بر آن اساس محكم مي سازد.

* منظورتان اين است كه اگر زلزله افقي يا عمودي باشد چطور بسازد؟

_ بله، يعني براساس آيين نامه هاي حاصل از قياس، طرح و اجرا كنترل شده است. در قياس ممكن است يك زلزله مانند زلزله كوبه كه شبيه زلزله بم بود بيايد كه مولفه قائم آن زياد بود. ولي قطعا اگر زلزله ديگري به شكل كوبه دوباره در ژاپن بيايد آن خرابي قبلي را به بار نمي آورد.

* چون پيش بيني هاي آن انجام شده است؟

_ بله.

* پس ما بايد براي بررسي زلزله از تكنولوژي جديد استفاده كنيم؟

_ در گام اول لازم است كه حركت پوسته زمين ايران و نوع زلزله هايي كه گسل ها را ايجاد مي كنند بشناسيم. در گام بعدي بايد فن ساخت و ساز ما آن قدر بالا برود كه با اين زلزله ها خراب نشود. منظورم اين است كه تلفات جاني نداشته باشد. پس دو مقوله در اين جا هست. نخست شناخت عملكرد گسل هايي كه پوسته سنگي سرزمين ايران دارد و سپس طبق همان بحثي كه شما فرموديد تكنولوژي ساخت و ساز را بايد با مصالح جديد، روش هاي جديد و با فرم سازه اي كه با مصالح جديد همخواني داشته باشد پيدا كنيم.
در قديم فرم هاي ساختماني و مصالحي كه داشتند با هم همخواني داشت. ولي با آمدن مصالح مهندسي جديد داشته باشيم. متاسفانه براي مصالح جديد فرم مناسبي نداريم. ساختمان ها را بسيار سنگين طراحي مي كنيم، به اين معني كه معمولا المان ها و عناصر غير باربر در سازه به خصوص ديوارها خيلي زياد است و همانا منشا خرابي مي شود. معمولا لوكس سازي و نماكاري هايي كه در ساختمان انجام مي دهم در زلزله مساله ساز مي شود. ديواري كه در حالت عادي بايد قائم بايستد و باربر باشد، هنگام وقوع زلزله مانند سقف عمل مي كند. يعني حالت باربري و رفتاري يك ديوار، از حالت استاتيك بيرون مي آيد و مثل سقف عمل مي كند، خم شده و مي شكند. در مهندسي ما به اين مساله اصلا توجه نمي شود.
در صورت وقوع زلزله در تهران بيشتر ديوارها و نماكاري ها مخصوصا در برج ها فرو مي ريزند و فاجعه اي كه به بار مي آورند بسيار هولناك خواهد بود. در ايران هنوز علم مهندسي زلزله در مهندسي سازه، بومي نشده است كه حس كنند هنگام وقوع زلزله هر ذره اي در جهات مختلف مي تواند حركت كند. در شرايط غير زلزله ذرات فقط درجهت قائم حركت مي كنند و حركت ثقلي است. در حالي كه در زلزله حالت عوض مي شود و ذرات هم حركت افقي، هم حركت چرخشي و هم حركت قائم دارند.

* متولي و مسئول اين ضعف ها چه كسي است؟

_ در مملكت ما مشخص نيست كه مسئول كيست.

* به نظر شما چه كسي بايد متولي باشد؟

_ بايد تعريف شود. اگر يك ساختمان در زلزله خراب شود شما نمي توانيد بگوييد چه كسي مسئول است، حال فرض كنيد در تهران زلزله بيايد احتمال اين كه چند برج حركت كند زياد است. به عنوان مثال مي توان گفت: «چند برج بر روي يك تپه ساخته شده باشد و اين تپه در زلزله حركت كند، شما هيچ كس را نمي توانيد مسئول بدانيد. در اين جا يك گير قانوني وجود دارد. چون مهندس سازه مي گويد من درست محاسبه كرده ام، مهندس پي نيز مي گويد كار من مشكلي ندارد ولي در اين جا كل زمين حركت كرده است. نكته مهم اشتباه ساخت و ساز در آن مكان است.

* يعني اصلا نبايد در اين مكان ساخت و ساز صورت مي گرفت؟

_ بله. ولي ساخته اند و اين امر در تهران زياد اتفاق افتاده است. جاهايي كه آب زيرزميني بالاست و خطر لغزش زمين وجود دارد برج هاي زيادي ساخته شده است و هيچ مسئول قانوني ديده نمي شود. اين خطري است كه براي ساختمان هاي شمال تهران وجود دارد. بنابراين بايد به صورت قانوني و فرهنگي بر روي اين مساله كار شود تا به نتيجه مطلوب برسد.

* اگر بخواهيم بررسي و تحليلي از خرابي هاي شهر بم داشته باشيم متوجه مي شويم كه ساختمان هاي جديد تلفات و خرابي بيشتري به بار آورده اند، نظرتان در اين خصوص چيست؟

_ دقيقا همين طور است. در ساختمان هاي جديد تعدد مصالح وجود دارد و از طرف ديگر الحاق المان هاي سازه اي به يكديگر بسيار ضعيف بوده است. نكته ديگر اين است كه در ساختمان هاي جديد مشاهده مي شود، يك تيرآهن را روي يك ديوار آجري كه با ملات گل ساخته شده است گذاشته اند در اين جا گل، آجر و تيرآهن وجود دارد اما به خوبي با هم تلفيق نشده است. فهم زلزله، فهم عملكرد زلزله و فهم سازه در سازندگان و مهندسين ما بسيار ضعيف است.
در قديم كسي كه صاحبكار (كارفرما) بود يك فرمي را مي خواست، معمار يا مهندسي كه براي كارفرما كار مي كرد از مسايل فني درك داشت يعني درك مهندسي داشت. معمار، فرم مورد نظر كارفرما را طراحي مي كرد و اجراي آن نيز بر عهده خود معمار بود. مسئوليت ها خيلي جمع و جور و نزديك به هم بود.
اما امروزه مسئوليت ها از هم جدا شده است. اغلب ساختمان هاي جديد كه در بم خراب شده است ساختمان هاي سه يا چهار طبقه اي بودند كه طبقات بالا خوب اجرا شده بودند ولي طبقات پايين به علت محدوديت هاي كاربري (تجاري يا پاركينگ) خوب اجرا نكرده اند. به عبارتي ديگر اخلاق مهندسي به درستي در بم رعايت نشده است. ولي تعدادي از ساختمان هاي قديمي به زيبايي و به صورت عجيب، غريبي مقاومت كرده اند.

* يعني تعهد كساني كه آن سازه ها را ساخته اند بسيار بيشتر از مهندسين فعلي بوده است؟

_ بله.

* نظام نامه مهندسي در اين زمينه چيزي را مشخص نكرده است؟ مثلا «قسم مهندسي» نداريم؟

_ نه، نظام مهندسي ما، كلا عددي است و خلاصه مي شود به يك سري آيين نامه كه همه از خارج آمده است.
اگر يك ساختمان مثل پل خواجو را در نظر بگيريم، در صورتي كه از اين سازه يك آجر را كم كنيم صدمه مي بيند. در حالي كه اگر از ساختمان هاي فعلي 30 درصد را هم حذف كنيم هيچ اتفاقي نمي افتد. تعهد و اخلاق مهندسي خيلي كم رنگ شده است. بسياري از مصالحي كه در ساختمان ها مصرف مي شوند بي معنا هستند، مانند گچ كاري و نماكاري ساختمان ها، اينها هنگام وقوع زلزله آسيب رسان هستند.
نكته اي كه قابل توجه است ذهنيت بالا و اخلاق مهندسي بالاتر مهندسين قديم نسبت به جديد است.

* پزشكان چون با جان مردم سر و كار دارند يك قسم نامه اي دارند. آيا مهندسين نيز نبايد قسم نامه اي داشته باشند چون به هر حال به نوعي با جان مردم سر و كار دارند؟

_ من نه در دانشگاه و نه در بيرون چنين چيزي نديده ام.

* آيا مي شود چنين چيزي را پيشنهاد كرد؟

_ بايد روي اين مساله، كار فرهنگي بشود.

* منظورتان در جهت متعهد كردن بيشتر است؟

_ بله، بايد كار فرهنگي زيادي روي اين مساله بشود. چون ما در جايي هستيم كه تجربي كار مي كنيم. مسايلي مانند زلزله، زود فراموش مي شوند. تجربه بم در خراسان مورد توجه قرار نمي گيرد. در بم و كرمان حدود ده سالي روي اين مساله دقت مي كنند و نسل هاي بعدي وقوع زلزله را فراموش مي كنند. به اين ترتيب تجربه منتقل نمي شود. پس نمي توان با زلزله برخورد تجربي كرد. كسي كه در قديم معماري مي كرد شخصيت معمار و سازندگي داشت و با وضعيت امروز فرق مي كرد. ما ساختمان هاي قديمي زيادي در مناطق زلزله خيز داريم كه خوب و دقيق عمل كرده اند. اما در سازه هاي جديد، ماندگاري مورد توجه و تحليل قرار نمي گيرد چون مهندسي روي مصالح، فرم هاي سازه اي، اشكال و هندسه نداريم.

* به نظر شما چه پژوهشي در حوزه ساخت و ساز و مقابله با زلزله اولويت دارد كه در سطح ملي و گسترده به صورت سريع انجام شود. تا بتوان آن را به عنوان محوري براي فعاليت هاي مهندسي قرار داد؟

_ من از ديدگاه خودم يعني ديدگاه ژئوتكنيك، طراحي و تحليل ژئوتكنيك، يعني زمين و سازه به مساله نگاه مي كنم. بايد سازه اي بسازم كه پي و زمين آن را در طراحي مي بينم. يعني رفتار زمين، پي و سازه را به صورت همزمان ببينيم.

* آيا الان مي شود اين كار را كرد؟

_ بله با آمدن كامپيوترهاي پيشرفته به بازار و مدل هاي رفتاري بسيار زياد مي توان اين كار را كرد. متاسفانه مهندسين ما اين كار را انجام نمي دهند كسي كه در قديم كار مي كرد با زمين، پي و سازه آشنايي خوبي داشت. اما امروزه مهندسين سازه با زمين و رفتار زمين كمتر آشنايي دارند و پي يا سازه اي كه طراحي مي كند با هم ديده نمي شوند. يعني ما بايد بتوانيم زلزله را مدل رياضي كنيم و بتوانيم زمين نزديك پي، پي و سازه را به صورت مدل درآوريم. مهندسان ما از سازه فقط اسكلت آن را طراحي مي كنند.

* يعني بقيه سازه را طراحي نمي كنند؟

_ نه، كارگر يا بنا ديوار را مي چيند بدون نظارت طراح، مهندس محاسب چگونگي اتصال ما بين ديوار و اسكلت را طراحي نمي كند. به همين دليل معمولا اين ديوارها باعث خرابي و مرگ و مير مي شوند. در شهر بم اين اتفاق كاملا مشهود است.

* يعني مي توانيم بگوييم كه فرق مهندسين فعلي با مهندسين قديم اين بوده است كه در قديم خود مهندس از ابتدا تا انتها در كنار كار بوده و نظارت داشته است؟

_ بله، از ابتدا تا انتها نظارت و حضور داشته است. اما الان اين گونه نيست؛ اسكلت را يك نفر مي سازد، معمار يا آرشيتكت جاي ديوار را مشخص مي كند، بنا، ديوارها را مي چيند و... يعني در حقيقت چند دست در كار وارد شده است و هماهنگي وجود ندارد.

* برگرديم به بحث قبلي كه تجربه و قياس را تعريف كرديد. مقداري نيز در مورد قدر (تحليل) صحبت كنيد.

_ زمين قانون مند است و قانون فيزيك بر آن جاري است. چون قانون آن مادي است با آمدن كامپيوترهاي بسيار قدرتمند و وسايل آزمايشگاهي مي توان حركت زمين را پيش بيني كرد. به عنوان مثال امروزه هواشناسي داريم و مي توانيم به طور دقيق وضعيت جوي و بارشي باران و درجه حرارت را پيش بيني كنيم. چون جو و سطح خارجي آن براي ما كاملا شناخته شده است و توانسته ايم آن را مدل سازي كنيم. اين پيش بيني مي تواند در حد يك روز يك ماه يا يك سال باشد. اما در مورد زلزله هنوز اين شناخت به دست نيامده است. تفاوت هوا و زمين در زمان پيش بيني آن است. پيش بيني هوا زمان كمتري مي برد ولي در زمين اين زمان خيلي بيشتر است ولي شدني است. با كامپيوترهاي فعلي و تكنولوژي تحليلي،‌مي توانيم زمان و مكان را پشت سر گذاشته و هزار سال آينده را ببينيم.
فرق تجربه با قدر (تحليل) اين است كه تجربه زمان گذشته را تعريف مي كند ولي در تحليل زمان آينده را پيش بيني مي كند. قطعا در چند سال آينده ژاپني ها اين كار را خواهند كرد. در حال حاضر از يك طرف تعداد بسيار زيادي نقاط اندازه گيري روي گسل هاي ژاپن كار گذاشته اند و پوسته زمين كشور خود را بررسي مي كنند، كه به عنوان يك واحد ساختماني به آن نگاه كنند تا به اين ترتيب بگويند كه كجا چه زلزله اي مي آيد.
از طرف ديگر نيز در ساختمان هايشان المان هاي تجملي و بي مصرف به كار نمي برند.

* المان بي مصرف يعني چه؟

_ المان هايي كه جنبه نمايشي دارند. به عنوان مثال: در ساخت ديوار مي توان آن را با دو لايه نازك ساخت تا هم سبك و هم عايق صدا و حرارت باشد اما امروزه ديوار را به صورت بسيار سنگين و ضخيم مي سازند، يعني اين وزني كه به ساختمان اضافه مي شود هنگام زلزله جاندار مي شود و حركت مي كند و بايد سيستمي باشد كه اين ديوار را نگه دارد. در برج ها و ساختمان هاي جديد توزيع وزن را به معناي واقعي نمي بينيم.
بايد در نظر بگيريم هنگامي كه زلزله رخ مي دهد تمام اجزا باربر هستند و شروع به فعاليت مي كنند و فعاليت ها به شكلي است كه ممكن است با حركت زمين حالت تشديد درست كرده و باعث خرابي بيش از حد تصور شود. پس در بحث تحليلي بايد بتوانيم مدل تحليلي و رياضي پوسته زمين را داشته باشيم. اين امر با اندازه گيري و مدل سازي صورت مي گيرد. همچنين بايد بتوانيم تمام ساختمان را مدل سازي رياضي كنيم و سپس دست سازنده اي برود كه از خودش الماني اضافه نكند و بنا تصميم گيرنده نباشد و همان طرح الحاقات و اتصالات، ديوارها را ببيند.
ما هرگز در نقشه هاي اجرايي اين مساله را نمي بينيم. يك اسكلت سازه را با ديواره ها، پارتيشن ها و كف ها كه حداقل 10 سانتي متر است در نظر نمي گيريم. تمام اين ها وزن هايي است كه در زلزله مساله ساز مي شود. زلزله بم خيلي خوب اين را نشان داد. به خصوص در ارگ بم، هر الماني كه الحاق شده و اين الحاق خوب انجام نگرفته است خراب شده است.
ساختمان مانند بدن است اگر پيوند يك عضو به بدن خوب صورت نگيرد و با بخش ديگر همخواني نداشته باشند مشكل ساز مي شود در ساختمان نيز به همين صورت است اگر اين پيوند و هارموني خوب صورت نگيرد در صورت وقوع زلزله همه قسمت هاي سازه شروع به كار مي كند. در اين هنگام ساختمان از جسم بي جان به يك موجود جاندار تبديل مي شود و زمان و مكان در آن مهم مي شود. تركيب زمان و مكان در هنگام وقوع زلزله نقش اساسي دارد. اين تركيب سرعت، شتاب و در نهايت ضربه ايجاد مي كند. شتاب در جرم، سرعت در دمپينگ (Damping) و مكان در سختي ضرب شده و تبديل به باري بر روي ساختمان مي شود كه ساختمان بايد اين بار را تحمل كند. ما بايد بدانيم كه هنگام وقوع زلزله چه نيروهايي به جوش ها وارد مي شود. الان در بم كمتر جوشي را مي بينيم كه درست كار كرده باشد.

* چه توصيه اي به مهندسين سازه داريد؟

_ بايد به فرهنگ سازي در مهندسي يا خلاقيت و توليد توجه شود. ادبيات توجيهي و عدم توجه به واقعيت ها از ميان برود. مثلا مي گوييم بلاياي طبيعي، در هر پديده اي اگر آگاهي باشد بلا نيست. زلزله يك حادثه طبيعي و منظم است بايد بگوييم بلاياي ناداني و بي قيدي.
ما مرتب اعلام مي كنيم بلاياي طبيعي و خدا خواست كه اين طور شد، اين حادثه است. اما نمي دانيم كه بلا را در اثر ناآگاهي به وجود مي آوريم. زلزله را بايد به عنوان يك عمل زمين فهميد و به صورت يك عامل در قالب اعداد روي يك ساختمان (نه فقط سازه) اثر داد و عمل آن را در سازه و ساختمان با تحليل ديد و سازه اي مناسب با زمين و زلزله

جناب آقاي پروفسور محسن غفوري آشتياني دکتراي‌ مكانيك‌ مهندسي‌ با تخصص‌ در مهندسي‌ زلزله‌ و ارتعاشات‌ تصادفي را از دانشگاه‌ ايالتي‌ ويرجينيا- آمريكا در سال 1363 اخذ نمودند. ايشان از سال 1368 رياست پژوهشگاه‌ بين‌المللي‌ زلزله شناسي‌ و مهندسي‌ زلزله را بر عهده دارند و با درجه استادي در اين موسسه ‌به فعاليتهاي علمي مشغول هستند. ايشان سابقه عضويت در انجمنها و ستادهاي مختلف از جمله ستاد پيشگيري و مديريت بحران سوانح غيرمترقبه کشور، شوراي کاهش خطرپذيري ناشي از زلزله، شوراي تحقيقات و فناوري کشور، شوراي تدوين مقررات ملي ساختمان، عضو هيات مديره انجمن بين‌امللي مهندسي زلزله و چندين شورا و انجمن داخلي و بين المللي رادارند. و تحقيقات ارزشمندي از ايشان در زمينه زلزله موجود است.


جناب آقاي دکتر، زلزله براي ما يک پديده ناشناخته به حساب نمي‌آيد و  با وجود اينکه مي دانيم که ايران يک منطقه زلزله‌خيز است، باز شاهد خسارات زيادي در بم بوديم. شما مشکل را در کجا مي‌بينيد؟

قبل از هر چيز بايد بگويم، تقريبا آنچه که در بم اتفاق افتاد پديده غير منتظره اي نبود. اگر شما از ما بپرسيد که فردا در نقطه­اي­ ديگر از کشور زلزله اي رخ دهد، چه اتفاقي مي افتد؟ به شما تقريباً مي‌گوييم  چه خواهد شد. لذا  خرابي‌هايي که در بم ديديد، پديده غير منتظره اي نبود و مي‌تواند در هر شهر ديگري نيز اتفاق بيفتد. تنها نکته اي که از آن اطلاع نداريم آن است که چه زماني اين اتفاق، رخ خواهد داد؟ در سال 1380 مطالعاتي برروي آسيب پذيري ساختمانها و تبعات اقتصادي و انساني تمامي شهرهاي کشور در برابر زلزله محتمل انجام شده است که بر پايه آن مي‌توان گفت اگر در يک منطقه زلزله متحمل رخ دهد، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ در آن تحقيق براي بم  26490  تن تلفات جاني در صورت وقوع زلزله در شب در جاليکه آمار رسمس تعداد تلفات را حدود 31840 تن بوده است که اين اختلاف با توجه به تفاوت در آمار جمعيت مورد مطالعه قابل توجيه است. در مورد ميزان خسارات ساختماني و اقتصادي نيز برآوردها نزديک به واقعيت بود. در شرايطي که خطر زلزله بالاست، اگر ساختمانها و سازه‌ها اصولي و سازگار با ميزان خطر طراحي و  ساخته نشوند و همچنان شاهد رشد و توسعه ناسازگار شهري باشيم،  حوادث نامطلوب و خرابيها دور از انتظار نيست. اصولا دليل اين همه خسارات بسيار زياد، توسعه ناسازگار و غير فني و علمي است. با نگاهي به روند توسعه شهرهاي بزرگ و فقط با نگاه سودجويانه تهران اين مطلب به وضوح مشاهده مي‌شود. در دهه چهل در تهران و شهرهاي مهم مساله بساز و بفروش آغاز شد. متاسفانه عبارت بساز و بفروش يعني  اينکه ساخت و توليد مسکن. و در آن دوران افرادي سودجو. ساختند و فروختند، بدون هيچ برنامه جامع توسعه و مديريت علمي. توسعه شهرهاي ما در آن دوران بر اساس يک اقتصاد سودجويانه و بنگاه کسب منفعت شکل گرفت. اقتصاد ساخت و ساز و توسعه­اي بايد مي تواند يک اقتصاد سالم و پايدار باشد ليکن چنين ويژگي را نداشت. در فرآيند هيچگونه توجهي نيز به ايمني، کيفيت، ماندگاري و .. نيز نشد. اين روند تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. پس از از پيروزي انقلاب روند بساز و بفروش تبديل شد به بساز، براي رفع نياز يعني به علت کمبودهاي شديد ما مي­بايست هر چه کم داشتيم ساخته شود تا رفع نياز  گردد. در اين دوران تنها به بهره‌برداري رسيدن پروژه‌ها (در اکثر موارد) هدف نهايي بود. در اين مرحله توسعه شهرها، توسعه رفع نياز بود. در اين دوره نيز متاسفانه توجهي به کيفيت و ايمني و... نيز نشده و شهرهاي با سيل مهاجرتها ما قارچ گونه رشد کردند فقط به اين دليل که نيازهاي فوري برطرف گردد. در اين دوره، آيين نامه­ها و ضوابطي که تصويب مي شد بويي از اجرا نداشت. در اين دوران، ظلم زيادي به علم و فناوري مهندسي سازه و عمران شد. اين دوران تا زمان وقوع زلزله منجيل ادامه پيدا کرد. پس از زلزله منجيل کم کم به خودمان آمديم که خطر زلزله وجود دارد. اصولا اينکه ايران کشوري است زلزله‌خيز و گسلهاي فعال در اطراف شهرها وجود دارند و  بايد ساخت و سازها در برابر زلزله ايمن باشند، مطلب جديدي نيست. در دهه چهل متخصصان با اين اصول آشنا بودند. افراد زيادي، هشدارهاي زيادي قبل از انقلاب و پس از انقلاب درباره اين امر داده بودند و به روند توسعه ناسازگار معترض بودند. ولي توجهي وجود نداشت.زلزله منجيل اولين زلزله اي بود که در سالهاي اخير با وقوع زلزله منجيل، حساسيت خاصي ايجاد شد. در يک منطقه شهري اتفاق مي افتاد. تمامي زلزله‌هايي که قبل از آن رخ داده بودند در روستاها و مناطق کم جمعيت بود و خبر آن بازتاب چنداني نداشت. اين زلزله  مسوولين را تکان داد و اين پرسش را به صورت بعدي مطرح کردند که چه بايد کزد؟ قبل از زلزله که در شبکه­اي تأسيس پژوهشگاه بود، پژوهشگاه بر روي برنامه‌ريزي کوتاه‌مدت و بلند‌مدت فکر کرده بود و زماني که با سووال مسوولين وقت روبرو شديم، پاسخ مشخصي داشتيم و براي مسوولين هم راه حل‌هاي کوتاه‌مدت و هم راه حل هاي بلندمدت ارائه نموديم. زلزله منجيل را مي‌توان نقطه عطفي در اين تحولات دانست. شايد قبل از زلزله منجيل تعداد متخصصين فعال کشور خيلي کم بودند.پس از زلزله منجيل حرکت خاصي در قشر دانشگاهي کشور براي ارائه حل­هاي ايمني در برابر زلزله ايجاد شد، چنين جهشي را مي­توان با حرکت دانشگاهي در دوران دفاع مقدس پس از زلزله منجيل توان علمي و دانش فني کشور را بسيار ارتقاء پيدا نمود. بطوري که بدون هيچگونه اغراق مي توان ادعا کردکه امروز در زمينه زلزله مشکل دانش و فناوري و اطلاعات نداريم. البته ادعا نمي­شود که  دانش ما در حد عالي است، منظور اين است که اگر امروز تصميم بگيريم کشور را در برابر زلزله ايمن کنيم، نمي‌توانيم بگوييم دانش آن را نداريم، ميزان خطر را نمي‌دانيم و نمي‌دانيم چه کار و چگونه انجام دهيم، بلکه توانمندي علمي که براي ايمن‌سازي در کشور نياز است را در اختيار داريم.دردوران کنوني، و حتي چند سال قبل از زلزله بم نيز توجه زياد تري به قضيه به کارگيري اين دانش و اطلاعات و ايمن سازي و رعايت آيين نامه شد. بطور کلي کيفيت ساخت و ساز ما بسيار بهتر شد. و امروز بهتر از گذشته مي سازيم. امروزه ساختمانهاي تعداد زيادي از ساختمانها از يک حداقل سطح کيفيت برخوردار هستند. البته تا رسيدن به وضع مطلوب خيلي فاصله داريم و هنوز تخلفات ساختماني و عدم رعايت ساخت و ساز اصول فني رواج دارد. اما به طور کلي روند مثبتي را شاهد هستيم. در زلزله بم شوک دوم ايجاد شد، شوکي که بسيار مهمتر از شوک اول بود و در اين شوک بر اساس تجربه گذشته توانستيم يک جهش بيشتر و حرکت جديدي  ايجاد کنيم که به تصويب و سياستهاي کلي نظام براي پيشگيري خطرات ناشي از زلزله در مجمع تشخيص مصلحت نظام منجر شد که اخيرا توسط مقام معظم رهبري مورد تاييد قرار گرفته است.