زلزله غيرطبيعي
زلزله پديدهاي نيست كه در اثر ناداني بشر و يا غفلت وي از قوانين طبيعت حادث گردد. تاكنون نيز با وجود تلاشهاي فراوان دانشمندان علوم زمينشناسي براي پيشبيني دقيق زمان وقوع زلزله‚ چنين امري رنگ واقعيت به خود نگرفته است. تنها كاري كه انسانها ميتوانند در برابر اين هيولاي نهان انجام دهند‚ پيشگيري و آمادهسازي خود براي مواجهه ناگهاني با آن ميباشد.
برخي زلزله را خشم مادر طبيعت ناميدهاند. به همين دليل هر زمان كه زلزله اتفاق ميافتد‚ آنها بياختيار طبيعت را مسوœول اين حادثه مرگبار قلمداد ميكنند. در واقع‚ زلزله اخير شهرستان بم كه باعث ويراني تقريباً كامل اين منطقه تاريخي گرديد‚ همين معنا را در ذهن ايرانيها تداعي ميكند. بنابراين يك راه بيشتر پيشروي كشورهاي توسعهنيافته و كشورهاي در حال توسعه براي مقابله با ويرانيهاي گسترده زلزله باقي نميماند كه آن هم توسعه كامل در سريعترين زمان ممكن است. با وجود تمام بحثونظرها راجع به قدرتمند بودن طبيعت و ضعف اساسي بشر در برابر آن‚ يك نكته را نبايد از نظر دور داشت كه پيشرفتهاي بشر در زمينه تكنولوژي‚ وي را قادر ساخته تا از حجم ويرانيهاي زلزله تا حد قابلملاحظهاي بكاهد.
هماكنون در مركز تحقيقات مهندسي زلزله دانشگاه بريستول انگليس‚ دانشمندان علوم زمينشناسي با جديت فراوان در پي يافتن راهحلهاي مناسب و شناخت بيشتر پديده زمينلرزه هستند. آنها براي اين كار از پيشرفتهترين تكنيكهاي ويژه تست مقاومت مواد و مصالح ساختماني استفاده ميكنند. تحقيقات آنها بر روي ساختمانها‚ پلها و حتي شبكههاي رايانهاي و مخابراتي نشان داده است كه ميتوان شهرها و روستاها را به
گونهاي ساخت تا در برابر لرزشهاي سهمگين زمينلرزه بدون آسيب جدي مقاومت نمايند.
به عقيده كارشناسان اين مركز‚ چنانچه از فنآوريهاي موجود در ساخت و ساز منازل استفاده شود‚ از اثرات مخرب زلزله به شدت كاسته خواهد شد. براي مثال‚ زلزله 6/6 ريشتري شهرستان بم علاوه بر تخريب كامل اين شهر تاريخي منجر به كشته شدن بيش از 20 هزار شهروند ايراني گرديد; در حالي كه زلزله 7/1 ريشتري سال 1989 سان فرانسيسكو در آمريكا تنها تلفاتي معادل 63 كشته در برداشت.
البته زلزله عبرتآموز نيز هست و بايد درسهاي جديد آن را به دقت‚ به خاطر سپرد. زلزلهاي كه درسال 1995 با قدرت 7/1 ريشتر شهر كوبه ژاپن را در هم كوبيد‚ باعث كشته شدن بيش از 5500 شهروند ژاپني گرديد. با وجودي كه بيشتر ساختمانهاي اين شهر بر اساس آخرين و جديدترين استانداردهاي ساختمانسازي ساخته شده بودند‚ ولي زلزله مذكور مشكلات پيشبيني نشدهاي را به وجود آورد. در اين زلزله ساختمانها به دو صورت افقي و عمودي به لرزش درآمدند و به همين دليل‚ خسارات جاني و مالي فراواني به بار آورد. اين بار نيز محققان زلزلهشناسي‚ با درس گرفتن از اين زلزله شروع به ساخت ساختمانهايي كردند كه ميتوانستند در برابر لرزشهاي عمودي و افقي مقاومت كنند.
جالب است بدانيد كه چند روز قبل از زلزله شهرستان بم‚ زلزلهاي با قدرت 6/5 ريشتر نواحي جنوبي ايالت كاليفرنياي آمريكا را لرزاند. در اين زلزله برعكس زلزله بم به جاي هزاران نفر تنها 2 نفر كشته شدند.
پس مشاهده ميكنيد كه تفاوت بم و كاليفرنيا در توسعهيافتگي آنهاست. در كشورهاي توسعهيافته‚ پيشرفتهاي تكنولوژي و ساختمانسازي باعث شده تا پديدههاي طبيعي حداقل ويراني را به بار آورند; در حالي كه در كشورهاي عقبافتاده و در حال توسعه پديدههاي طبيعي به راحتي شهرها را تخريب و جان هزاران نفر را در دم ميگيرند.
به راستي‚ چرا چنين تفاوتي وجود دارد؟ جواب ساده است. در اين قبيل مناطق جهان‚ مردم چارهاي جز زندگي با قوانين جبري طبيعت را ندارند; در حالي كه در مناطق توسعهيافته‚ متخصصان با دست بردن در قوانين طبيعت و هماهنگ كردن محيط زندگي خود با آنها به نوعي قوانين جبري طبيعت را رام ميكنند. پس توسعه كامل تنها درمان يك چنين درد لاعلاجي است كه ملتهايي نظير ايران هر از چندگاهي به آن مبتلاميشوند.
بسياري از تحليلگران‚ مسوœولان و مقامات ايراني را مسوœول چنين حادثه ناگواري ميشمارند; چرا كه آنها هرگز و به معناي واقعي كلمه سعي نكردهاند ساختمانها را بر اساس استانداردهاي بينالمللي بنا كنند. خود مقامات ايراني به اين موضوع اذعان دارند. بنابراين به ما حق بدهيد كه زلزله بم را يك حادثه غيرطبيعي بناميم.